مدرسه آنلاین تبیان برای آموزش 14 کتب زیر رابطه با مهندسی معدن

کتابخانه الکترونیکی معدن شامل دروس زیر میباشد:


1_کارگاه مقدماتی مکانیک (کارگاه خوداتکایی فلزکاری)

2-مبانی تکنولوژی برق صنعتی

3_تعمیر و نگهداری تجهیزات معدن

4_حفاری ( چالزنی و آتشکاری )

5_تکنولوژی استخراج معدن (2)

6-خدمات فنی در معادن

7-فرآوری مواد معدنی

8-نقشه برداری معدن و عملیات

9-اکتشاف معدن

10-تکنولوژی و کارگاه استخراج معدن (1 )

11_علوم زمین و آزمایشگاه

12_نقشه برداری عمومی و عملیات

13-تکنولوژی و کارگاه استخراج معدن 2

14-تكنولوژي استخراج معدن 1

معرفی سایتهای شهیر در زمینه مهندسی معدن

http://www.osmre.gov

این سایت به معرفی مرکز استخراج معادن سطحی می پردازد . معادن سطحی مد نظر این سایت همان مواد آلی می باشند که توسط گیاهان و درختان و همچنین حیوانات بوجود می آید . جمع آوری این مواد آلی بر طبق قانونی که در ایالات متحده به تصویب رسیده در آن کشور ممکن می باشد . در سایت به مواردی مثل INDEX مطالب ، راهنمای مطالب سایت ، امکان جستجو بر اساس KEYWORD ، برترین مقاله های منتشر شده ، تحقیقات و تکنولوژی این مواد و معدن ، اخبار و رویدادهای این نوع معدن کاری و آلبوم تصاویر .

ای سایت با نام GLOBAL INFO MINE به ارائه اطلاعات درباره موسسه تشکیل دهنده که به اطلاع رسانی در زمینه مهندسی معدن و استخراج مواد از معادن می پردازد اختصاص دارد . در سایت به مواردی برخورد می کنیم که می توان از : اخبار و گزارش رویدادها ، کشورهای تحت پوشش ، کتابخانه ، نقشه ها ، تکنولوژی معدن ، تجهیزات و امکانات به کار گرفته شده در معادن و معرفی مجلات تخصصی در زمینه مهندسی معدن و نیز امکان ثبت نام در سایت به عنوان خدمات این سایت نام برد .

 

به علت طولانی بودن مطلب بقیه در ادامه مطلب است که کلا ۵۰ سایت همانند این دو سایت بالا در ادامه مطلب معرفی شده است

ادامه نوشته

بمب کثیف

نوعی ماده منفجره است که به منظور پراکنده کردن مواد خطرناک رادیواکتیو در سطحی وسیع طراحی شده است. ممکن است شما هم مثل خیلی های دیگر، وقتی دو عبارت بمب و رادیواکتیو را می شنوید، ناخودآگاه به یاد یک جنگ هسته ای تمام عیار بیفتید. ولی قوی ترین قدرت تخریبی یک بمب کثیف، آسیب های ناشی از پرتوهای رادیواکتیو نیست، که ترس و اضطراب شدید است.
بمب کثیف بیشتر از آنکه شبیه به یک بمب هسته ای با قدرت تخریب بالا باشد، به یک بمب با مواد منفجره معمولی شبیه است، ولی ترس از ترکیبات آن می تواند مردم را به سر حد مرگ بکشاند، همانند خطر سیاه زخم در ایالات متحده که در سال ۲۰۰۱ روی داد وعلیرغم آنکه فقط تعداد اندکی از مردم مبتلا شدند، تمامی شهروندان ایالات متحده شرایطی پراضطراب و ترسناک را تجربه کردند.

بمب کثیف چگونه کار می کند؟
بمب کثیف یا بمب پخش کننده مواد رادیواکتیو از نظر تئوری بسیار ساده است: یک ماده منفجره معمولی مانند TNT که همراه با مواد رادیواکتیو در یک محفظه قرار گرفته اند. این بمب نسبت به یک بمب هسته ای بسیار ساده تر، ارزان تر و البته کم اثرتر است، والبته هنوز از قابلیت تخریب انفجاری و آسیب های تشعشعی برخوردار است.
مواد منفجره از طریق گاز بسیار داغی که به سرعت منبسط می شود، موجب آسیب های تخریبی فراوانی می شوند. ایده اصلی بمب کثیف هم این است که به جای آنکه از این قدرت انبساطی گاز در جهت تخریب استفاده شود، به عنوان پخش کننده مواد خطرناک رادیواکتیو در سطحی وسیع استفاده شود. هنگامی که انفجار پایان یافت، مواد رادیواکتیو به صورت ابری از غبار در فضا پخش می شود که همراه با وزش باد، در سطحی وسیع تر از محل انفجار پراکنده می شود. اثر تخریبی طولانی مدت بمب، تشعشع یونیزه کننده مواد رادیواکتیو است. اتمها را یونیزه کند و مجموعه ای از یونهای مثبت و منفی را درون سلولها ایجاد کند. این پدیده در بدن انسان بسیار خطرناک است، زیرا جریان الکتریکی ناشی از حرکت یونها می تواند واکنش شیمیایی غیر طبیعی را در سلولها آغاز کند. علاوه بر اینها، این یونها ممکن است مولکولهای DNA را که حاوی کدهای ژنتیکی انسان هستند، مورد حمله قرار داده و آن را بشکنند. سلولی که رشته DNA آن شکسته شد، یا می میرد و یا مولکول DNA خودش را به شکل دیگری ترمیم می کند که با شکل پیشین خود متفاوت است و به آن جهش ژنتیکی می گویند. اگر بسیاری از سلولها بمیرند، بدن دچار بیماری های مختلف می شود.
ولی اگر DNA جهش کند، سلول ممکن است سرطانی شود و سرطان در بدن پخش شود. تابش رادیواکتیو هم چنین می تواند در کارکرد سلول اختلال ایجاد کند که منجر به بروز علایمی می شود که از آن به بیماری تشعشع یاد می شود. بیماری تشعشع می تواند مرگ آور باشد، ولی مبتلایان به آن می توانند با درمان های پیشرفته از آن نجات پیدا کنند، بخصوص اگر پیوند مغز استخوان روی آنها صورت پذیرد.
تابش یونیز کننده از ایزوتوپ های رادیواکتیو ( رادیو ایزوتوپ ها ) ساطع می شوند. ایزوتوپ های رادیواکتیو، اتمهایی با هسته ناپایدار هستند که با گذشت زمان دچار واپاشی می شوند؛ به عبارت دیگر، آرایش پروتون ها و نوترون ها در هسته اتم و الکترونها در اطراف اتم به شکلی تغییر می کند که موجب می شود خصوصیات اتم تغییر کند. این واپاشی رادیواکتیو، انرژی فراوانی را در قالب تشعشع های یونیزه کننده آزاد می کند.
ما همیشه مقادیر اندکی از این تشعشع های یونیزه کننده را دریافت می کنیم که منشأ آنها طبیعی است: پرتوهای کیهانی که از فضا می آیند، ایزوتوپ های رادیواکتیو طبیعی، دستگاههای تابش X و مواردی از این دست. البته این تشعشع های طبیعی هم می توانند عامل بروز سرطان شوند، ولی احتمال ابتلا بسیار اندک است. چون ما در برابر مقادیر بسیار اندک آنها قرار داریم.
انفجار یک بمب کثیف، سطح این تشعشع را فراتر از مقدار معمول خود می برد و متناسب با آن، احتمال ابتلا به سرطان و بیماری تشعشع را افزایش می دهد. یک بمب کثیف بلافاصله تعداد زیادی از انسانها را نمی کشد، بلکه موجب می شود تعداد زیادی از انسانها در چند نسل به دلیل ابتلا به بیماری های لاعلاج جان بدهند.

انواع بمب های کثیف
طرح های مختلفی برای ساختن یک بمب کثیف وجود دارد. انواع مختلف مواد انفجاری در مقادیر متنوع، بمب هایی در ابعاد مختلف و با قابلیت های انفجاری متنوع پدید می آورند و انواع و مقادیر مختلف مواد رادیواکتیو، می تواند موجب آلودگی مناطق مختلف تا اندازه های مختلف شود. برخی از این طرح ها عبارتند از:
• یک بمب کوچک که شامل یک تکه دینامیت و مقدار بسیار کمی ماده رادیواکتیو است.
• یک بمب متوسط، همانند یک خودروی کوچک که پر از مواد منفجره و مقدار بیشتری ماده رادیواکتیو است.
• یک بمب بزرگ، همانند یک کامیون پر از مواد منفجره و مقادیر زیاد مواد رادیواکتیو.
• به دست آوردن مواد منفجره معمولاً کار سختی نیست، ولی دست یابی به مواد رادیواکتیو کار بسیار سختی است، زیرا فقط در مرکزهای حفاظت شده و اماکن تحقیقاتی وجود دراند. با این حال برخی منابع در سراسر جهان وجود دارند که از حفاظت خوبی بهره مند نیستند و ممکن است در آینده خطر ساز شوند.
۱- در بیمارستانها مقادیر بسیار اندکی از مواد رادیواکتیو وجود دارد که در پزشکی هسته ای کاربرد دارد، همانند سنریوم ۱۳۷
۲- در دانشگاهها، مقادیر اندکی از مواد رادیواکتیو وجود دارد که در تحقیقات علمی مورد استفاده قرار می گیرند.
۳- مراکز پرتوتابی غذایی، از تابش های رادیواکتیو کبالت ۶۰ استفاده می کنند تا باکتری های مضر روی غذا را نابود کنند.
۴- معادن طبیعی اورانیوم در سراسر جهان وجود دارند و برخی از آنها که در آفریقا واقع شده اند، از حفاظت چندانی برخورد نیستند. اورانیوم طبیعی رادیواکتیو است، ولی غلظت آن در حدی نیست که مستقیماً در تهیه بمب های هسته ای مورد استفاده قرار گیرد.
۵- مقادیر نسبتاً زیادی از باتری های هسته ای مصرف شده در سطح کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق پخش شده است این مولد های قابل حمل گرما الکتریکی از مقادیر قابل توجهی استرونسیوم ۹۰ برخوردار هستند که ایزوتوپ رادیواکتیو بسیار قدرتمندی است.
۶- سوخت های هسته ای مصرف شده در راکتورهای روسی قدیمی که معمولاً در زیر دریایی های قدیمی و از کار افتاده هسته ای یافت می شود.
۷- برخی مواد با رادیواکتیویته بسیار پایین هم در برخی وسایل زندگی روزمره یافت می شوند که جمع آوری آنها، می تواند نوعی تهدید به شمار آید. همانند مواد رادیواکتیو به کار رفته در حسگرهای هشدار دهنده رود.

آسیب های ناشی از بمب کثیف

جدای از این که بدانیم بمب کثیف چگونه تهیه می شود و خطر دست یابی سودجویان به آن چقدر زیاد است، پرسش مهم این است که اگر کسی چنین بمبی را منفجر کند، چه اتفاقی روی می دهد؟ پاسخ دقیقی برای این پرسش موجود نیست. شما می توانید از ده متخصص در این زمینه بپرسید و ده پاسخ متفاوت دریافت کنید. تعیین دقیق اثرات یک بمب کثیف کار پیچیده ای است، چرا که عوامل بسیاری در این راه دخالت دارند؛ حتی وزش باد هم در تأثیرات چنین بمبی دخالت دارد!

یک بمب کثیف معمولی را در نظر می گیریم که بین ۵/۴ تا ۲۳ کیلوگرم ماده منفجره در بر دارد و مقدار بسیار کمی از ماده رادیواکتیو رده پایین همانند کبالت ۶۰ یا سزیوم ۱۳۷ که در آزمایشگاههای یک دانشگاه می توان آنها را پیدا کرد. چنین بمبی قدرت تخریب وحشتناکی ندارد. هر گونه مرگ آنی یا تخریب اولیه فقط به خود ماده منفجره برمی گردد. البته ماده منفجره مواد رادیواکتیو را در فضا پخش می کند و احتمالاً سطحی به مساحت چند کیلومتر مربع را آلوده خواهد کرد. البته بمب هایی که از ضایعات رادیواکتیو نیروگاههای هسته ای یا ژنراتورهای هسته ای قابل حمل استفاده می کنند، آسیب های بیشتری وارد خواهند کرد، ولی کارکردن با این مواد به مراتب دشوارتر است؛ چرا که تابش این مواد به قدری شدید است که در طول زمان ساختن و حمل و نقل بمب، سازندگان را از پای در می آورد.
در شرایط انفجار یک بمب معمولی، اگر در طول یک روز از شر لباس های آلوده خلاص شویم، حمام بگیریم و منطقه را پاکسازی کنیم، احتمالاً هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد. انفجار بمب میزان تابش رادیواکتیو را از حد مجاز بالاتر می برد، ولی مقدار آن خیلی نیست. بدن انسان می تواند در کوتاه مدت، به خوبی از عهده مقابله با این اثرات برآید. البته مردمی که خیلی به انفجار نزدیک بوده اند، احتمالاً به بیماری تشعشع مبتلا می شوند و نیاز به مراقبت های بیمارستانی دارند.
نگرانی اصلی در مورد تابش های بلند مدت است. بسیاری از ایزوتوپ های رادیواکتیو، با مواد دیگر بسیار خوب واکنش می دهند ( از جمله با بتن و فلزات ) و از این رو نمی توان بدون نابود کردن قطعات ساختمانی، تمامی مواد رادیواکتیو را پاکسازی کرد. حتی پس از آنکه گروههای پاکسازی بخش اعظم مواد مضر را جابجا کردند، باز هم بخش اندکی از این مواد باقی می مانند که می توانند تا سالها و بلکه دهها سال به تشعشع دهند. هر کس در چنین منطقه ای زندگی کند، به طور منظم و در دوره ای طولانی تحت اثر تابش های مضر قرار می گیرد و احتمالاً به سرطان مبتلا خواهد شد.
پرسشی که اکنون مطرح می شود، این است که آیا این مقدار اندک، می تواند خطر بسیار اندکی را متوجه مردم بکند، خطری به مراتب فراتر از عوامل فعلی ایجاد کننده سرطان؟ دانشمندان برای پاسخ به این پرسش، دو دسته می شوند: گروه نخست معتقد است که اگر دولت، چند هفته تا چند ماه را به پاکسازی منطقه بگذراند، آنگاه خطرات احتمالی قابل صرفنظر خواهد بود. اما گروه دوم، می گویند ممکن است شدت حمله بمب کثیف به قدری زیاد باشد که یک شهر را برای سالها و حتی دهها سال غیر قابل سکونت نماید.
این که کدامیک از این دو نظر درست است، چیزی است که نمی توان با قطعیت گفت. برای هر دو پاسخ نمونه هایی وجود دارد. هیروشیما و ناکازاکی که به دلیل انفجار بمب هسته ای در معرض تابش های شدید رادیواکتیو قرار گرفتند، ولی امروزه کاملاً ایمن هستند. از سوی دیگر، مناطقی در اطراف نیروگاه هسته ای چرنوبیل وجود دارند که به دلیل تابش شدید رادیواکتیو هنوز ناامن محسوب می شوند

سلام اینم از کل ماجرا برای انتخاب نام وبلاگمون ( خاک معدنی اورانیوم كيك زرد  )

کیک زرد یا Yellowcake که بنام اورانیا (Urania) هم شناخته می شود در واقع خاک معدنی اورانیوم است که پس از طی مراحل تصفیه و پردازشهای لازم از سنگ معدنی آن تهیه می شود. تهیه این ماده به منزله رسیدن به بخش میانی از مراحل مختلف تصفیه سنگ معدن اورانیوم است و باید توجه داشت که فاصله بسیار زیادی برای استفاده در یک بمب اتمی دارد.
روش تهیه کیک زرد کاملآ به نوع سنگ معدن بدست آمده بستگی دارد، اما بطور معمول از طریق آسیاب کردن و انجام پردازش های شیمایی بر روی سنگ معدن اورانیوم، پودر زبر و زرد رنگی بدست می آید که قابلیت حل شدن در آب را ندارد و حدود ۸۰% غلظت اکسید اورانیوم آن خواهد بود. این پودر در دمایی معادل ۲۸۷۸ درجه سانتیگراد ذوب می شود.

روش تهیه
در ابتدا سنگ معدن توسط دستگاههای مخصوصی خرد شده آسیاب می شود و پس از آن برای جدا سازی اورانیم و بالا بردن خلوص خاک سنگ، آنرا در حمامی از اسید سولفوریک، آلکالاین و یا پراکسید می خوابانند، این عمل برای بدست آوردن اورانیوم خالص تر صورت می گیرد.
پس از این محصول بدست آمده را خشک و فیلتر می کنند و نتیجه آن چیزی خواهد شد که به کیک زرد معروف است. امروزه روشهای جدیدی برای تهیه این پودر اورانیوم وجود دارد که محصول آنها بیشتر از آنکه زرد باشد به قهوه ای و سیاه نزدیک است، در واقع رنگ ماده بدست آمده به میزان وجود ناخالصی ها در این پودر دارد.
نهادن این نام بر روی این محصول به گذشته بر می گردد که کیفیت روشهای خالص سازی سنگ معدن مناسب نبود و ماده بدست آمده زرد رنگ بود.

مواد تشکیل دهنده کیک زرد
قسمت بیشتر کیک زرد (معادل ۷۰-۹۰ درصد وزنی) شامل اکسید های اورانیوم با فرمول شیمیایی U۳O۸ - و یا سایر اکسید ها - است، و مابقی آن از دیگر موادی تشکیل شده است که مهمترین آنها عبارتند از :
- هیدراکسید اورانیوم با فرمول شیمایی UO۲(OH)۲ یا UO۲)۲(OH)۲) که در صنایع ساخت شیشه و سرامیک از آن استفاده می شود. این ماده تشعشع رادیو اکتیو دارد و باید تحت شرایط خاصی نگهداری و حمل شود.
- سولفات اورانیوم با فرمول شیمیایی (U۰۲S۰۴) که ماده ای بی بود با رنگ زرد لیمویی است.
- اکسید اورانیوم زرد (یا اورانیت سدیم) با فرمول شیمیایی Na۲O (UO۳)۲.۶H۲O که ماده ای با رنگ زرد - نارنجی است.
- پراکسید اورانیوم با فرمول شیمیایی UO۴•nH۲O با رنگ زرد کم رنگ.
یکی از کاربردهای کیک زرد تهیه هگزا فلوراید اورانیوم است. این گاز در حالت عادی حدود ۰.۷ درصد شامل ایزوتوپ ۲۳۵ است و مابقی آن ایزوتوپ ۲۳۸ است. در مرحله غنی سازی درصد U-۲۳۵ به حدود ۳.۵ یا حتی بیشتر افزایش داده می شود.

کاربردها
کیک زرد عمومآ برای تهیه سوخت رآکتورهای هسته ای بکار برده می شود، در واقع این ماده است که پس از انجام پردازشهایی به UO۲ تبدیل شده برای استفاده در میله های سوختی بکار برده می شود.
این ماده همچنین میتواند برای غنی سازی تبدیل به گاز هگزا فلوراید اورانیوم یا UF۶ تبدیل شود، چرا که در اینصورت می تواند چگالی ایزوتوپهای اورانیوم ۲۳۵ را در آن افزایش داد.
در هر صورت کیک زرد در اغلب کشورهایی که معادن طبیعی اورانیوم دارند تهیه می شود و تولید این ماده مشکل خاصی ندارد و بطور متوسط سالانه ۶۴ هزار تن از این ماده در جهان تولید می شود.
کانادا یکی از تولید کنندگان این ماده است، این کشور دارای معادنی است که خلوص سنگ اورانیوم آنها به ۲۰% هم می رسد، در آسیا نیز کشوری مانند قزاقستان دارای صنایع بزرگ تولید این پودر است.
قیمت این پودر در بازارهای بین المللی چیزی حدود ۲۵ دلار برای هر کیلو است

ترفند ریاضی

 
هر عددي در 101 ضرب شود در حاصل همان عدد با دوبار تكرار مي شود.
باور نمی کنید نه؟
پس اینجا رو داشته باشید:

2121=21×101
3838=38×101
9393=93×101

دانلود کتاب PDF انرژی هسته ایی، از معدن تا نیروگاه

 

 

نام کتاب : انرژی هسته ایی، از معدن تا نیروگاه

نویسنده : رضا شمس

ناشر : پارس بوک

زبان کتاب : فارسی

تعداد صفحه : 20

قالب کتاب : PDF

حجم فایل : 531 Kb

توضیحات : انرژی هسته‌ای انرژی گرمایی آزاد شده حاصل از شکافت اتم اورانیوم است که از آن برای تولید بخار آب و گرداندن توربین‌های تولید برق استفاده می‌شود. اورانیوم معدنی، طی فرآیندی در تأسیسات فرآوری باید به گاز هگزافلوراید یا uf6 تبدیل شود، و سپس با تزریق به شبکه‌ای از سانتریفیوژها غنی شده و سپس قابل استفاده است.البته فقط اورانیم نیست که با آن می توان انرژی هسته‌ای تولید کرد.مثلاَ از پولوتونیم یا دیگر رادیواکتیو ها نیز می توان انرژی هسته‌ای تولید نمود. این انرژی در دسته انرژی‌های نیمه‌پاک و غیرقابل تجدید تقسیم بندی می‌شود. به این دلیل نیمه پاک که زباله ها و پس ماندهای آن هزاران سال در محیط زیست باقی مانده و برای سلامت موجودات زنده بسیار خطرناک هستند. با وجود این پس از مقایسه آماری بین خطرات همه انواع انرژی، انرژی هسته‌ای جزو بهترین گزینه های موجود بشمار می‌آید. در این کتاب با مراحل تولید انرژی اتمی، از معدن تا نیروگاه آشنا خواهید شد.

ساعت فلش برای مویایل              www.ufsix.blogfa.com

 

------------------------------------

برای دانلود روی عکس دانلود کلیک کنید حجم ۵۴ کیلوبایت

پسورد : www.ufsix.blogfa.com

درخواست کتاب

به در خواست آقای رامین فرزاد فر این پست قرار داده شده :

فعلا قادر به جستجو نیستیم ولی شما را با صفحه ای که منبع کتب مهندسی معدن است آشنا میکنیم

از اینجا وارد شوید

در اسرع وقت جستجو میکنم

ويژگي زنان بزه ديده

ـ پناهندگان اخراجي

زناني كه به صورت غير قانوني وارد يك كشور ديگر مي شوند، احتمالاً توسط مقامات قانوني مورد تعرض واقع مي‎شوند، زيرا كمتر احتمال دارد كه شكايت كنند.

 

ـ بيماران رواني

يك دسته ديگر از زنان قرباني، به لحاظ عقلي داراي نقصان بوده يا بيماري رواني دارند. تحقيقي در فرانسه نشان مي‎دهد كه زنان اسكيزوفرني سه برابر  بيشتر از زناني كه داراي بيماري اختلال خلقي دوقطبي[19] بودند و دو برابر بيش از سايرين، قرباني تجاوز جنسي واقع شده اند.[20] همچنين بسياري از زناني كه مبتلا به بيماري اسكيزوفرني بودند، به كرات مورد تجاوز واقع شده اند، وضع روحي آنان به مراتب بدتر گرديده است.[21]

 

ـ دختران فراري و زنان خياباني 

درصد نسبتاً بالايي از قربانيان تجاوز، زنان و كودكان خياباني هستند. از آنجا كه اين دسته از زنان و كودكان بي سرپرست، فاقد حامي و سرپناه مي باشند، لذا طعمه سوءاستفاده گران گرديده‎اند. يك تحقيق در كشور ايران در مورد افسردگي و سوء استفاده جنسي از کودکان خياباني منطقه ۱۲ شهرداري تهران، نشان مي‎دهد كه ميانگين سني اين کودکان ۶ تا ۱۷ سال بوده است و ۵۶ نفر از آنها پسر و ۳۱ نفر، دختر بودند. در اين تحقيق، ۲۰ درصد کودکان خياباني مورد سوء استفادة جنسي قرار گرفته بودند و اغلب سوءاستفاده کنندگان، غريبه بوده اند.[22]

دختران فراري، به دليل نداشتن سرپناه و حامي جدي و ترس از مراجعه به مراكز قانوني، به جهت اجبار آنها در بازگشت به خانه و زنان روسپي به دليل سوء سابقه اعتياد، بسيار آسيب پذير مي باشند و جوانان ولگرد با آگاهي از اين وضعيت، آنها را تهديد كرده و مورد تجاوز قرار مي‎دهند.

ويژگي هاي متجاوزين جنسي

بر اساس تحقيقات كشور آمريكا، 45 درصد تجاوزگران، كمتر از 25 سال و 30 درصد آنان بين 18 تا 24 سال دارند. بسياري  از متجاوزان، چندين بار مرتكب اين بزهكاري شده و به طور متوسط قبل از دستگيري، بيش از 10 بار به زنان تجاوز كرده‎اند.[7] متجاوزين به لحاظ طبقه اجتماعي، متعلق به طبقات پايين و داراي پرونده هاي قبلي در ادارة پليس مي باشند، همچنين تجاوز جنسي در مناطق شهري، شايع تر ازمناطق روستايي است. 92 درصد از تجاوزگران نيز در دوران كودكي، به شدت توسط والدين  خود تنبيه شده اند. 50 درصد تجاوزگران جنسي، در محلة زندگي قرباني سكونت دارند؛ به طوري كه 20 درصد قربانيان، نام فرد تجاوزگر را مي دانند. در نيمي از موارد، فرد متجاوز بيگانه است، در20 درصد موارد، قربانيان، فرد تجاوزگر را قبلاً ديده اند.[8] در 10 درصد موارد، مهاجم بيشتر از يك نفر است.

به اعتقاد «كوهن»[9] مي‎توان تجاوزگران جنسي را از طريق ويژگي‎هاي عمومي نظير احساس بي كفايتي و بي لياقتي، خشم يا تمايلات جنسي غالب بر احساسات، شناسايي نمود. به اعتقاد او تجاوزگران جنسي براي رهايي از اين موضوع كه فردي را دستخوش تجاوز قرار داده اند، از مكانيسم فرافكني[10] استفاده مي كنند. آنها اغلب در مقابل نيازهاي ديگران، حساس نيستند و احساس همدلي و صميميت نمي كنند و مقاومت آنها در برابر ناكامي ها بسيار ضعيف است، گرچه قوة ادراك، قضاوت و استدلال اكثر آنها سالم است، ليكن هنگامي كه هيجانات آنان برانگيخته مي‎شود، اعمال تباه كننده‎اي انجام مي‎دهند.[11] در مطالعات اخير، مردان متجاوز به چند گروه مجزا تقسيم شده اند:

1)ـ آزارگران جنسي[12] که از درد کشيدن قرباني دچار تحريک جنسي مي شوند.

2)ـ مهاجمين بهره کش[13] که به طريق تکانشي،[14] قرباني را به عنوان يك شيء جهت ارضاي جنسي خود استفاده مي کنند.

3)ـ مردان بي کفايت[15] که معتقدند هيچ زني داوطلبانه با آنها ازدواج نخواهد کرد و مدام در تخيلات جنسي خود غرق هستند.

4)ـ مردهايي که تجاوز به عنف از طرف آنها، جابجايي در خشم و غضب اسـت. برخي عقيده دارند که اين خشم قبلاً متوجه همسر يا مادر بوده است. فمينيست‎ها معتقدند که متجاوز نمي‎تواند پرخاشگري  خود را به طور مستقيم نسبت به مردان ديگر ابراز کند، به همين جهت اين پرخاشگري، جابجا مي‎شود و زنان را آماج حمله قرار مي دهد.[16]

تعريف تجاوز جنسي

تعريف لغوي

از نظر لغوي، «تجاوز» به معناي ظلم و تعدي مي باشد، در لغت نامه دهخدا، يكي از معاني اين مفهوم، تخطي، تعدي، بيرون شدن از حد، حق و عدل مي باشد.[5]

 

ـ تعريف اصطلاحي

 

تجاوز به عنف نوعي رفتار خشن و تحقير آميز است که از طريق اعمال جنسي و براي ابراز قدرت و خشم صورت مي گيرد، در چنين مواردي، رابطه جنسي به ندرت موضوع اصلي مي باشد و در اکثر موارد مسائل جنسي در خدمت نيازهاي غير جنسي درمي آيند

شاره کیهانی

اشاره شد که ماده، فضا را خم مي کند و به آن انحنا مي دهد. گرانشي که در حالت عام به فضا انحنا مي دهد ناشي از شاره کيهاني است. منظور از شاره کيهاني آن است که اگر تمام ماده موجود در ابرخوشه ها (مجموعه کهکشانهاي عظيم) را در سراسر عالم پخش کنيم، ماده اي با چگالي بسيار کم (g/cm3 30 – 10) بدست مي آيد. براي تصور چگالي شاره کيهاني مي توان معکبي به ابعاد يک متر را در نظر گرفت که تنها يک اتم در آن وجود داشته باشد.

 

فضاي بيکران و متناهي

بنابراين در تئوري گرانش انشيتن، عالم، ديگر يک فضاي اقليدسي تخت و باز و بي نهايت نيست بلکه انحنا دارد. انيشتن معتقد است که کائنات پايان ناپذير نيست بلکه فضائي در خود بسته و پايان پذير است. مثل چنبره (استوانه اي که دو سر آن به هم متصل شده باشد) است که بسته است و کران ندارد اما حجم (سطح) آن متناهي است. درست مانند کره اي که مرز ندارد و بيکران و بي سرحد است اما سطح آن متناهي و محدود است. پس جهان، بيکران اما متناهي است.

 در جهان فرضي انيشتن، نور در ميليون ها سال (500 ميليون سال) گرد جهان سير مي کند و دوباره به همان نقطه اول بر مي گردد. انبساط عالم به معني انبساط آن شاره کيهاني است و باعث افزايش اين حجم متناهي مي شود. ادراک نظريه انحناي جهان براي ما که با قضاوت هاي اقليدسي بار آمده ايم مشکل و عجيب مي نمايد. هم ارزي گرانش و شتاب به معني آن است که اين دو مانند هم اثر مي کنند. جرم لخت (اينرسي) و وزن جسم با آن که دو چيز متفاوت هستند اما به وسيله يک ثابت واحد و همسان، يعني جرم اندازه گيري مي شوند. هر جسم هم داراي جرم لخت است (مقاومت در برابر شتاب) و هم داراي جرم وزني که وزن جسم را در هر ميدان گرانشي ـ مثلا سطح زمين ـ معين مي کند.

خلاصه نظريه نسبت عام عبارتست از :

1. فضا چهار بعدي است: طول، عرض، ارتفاع، زمان.

2. رويدادها در يک جهان چهار بعدي روي مي دهد.

3. فضا ـ زمان به سبب اجرام بزرگي مثل خورشيد، خميده يا تورفته است. ميزان اين خميدگي يا انحنا به شدت ميدان گرانشي مربوط است.

4. گرانش و شتاب هم ارزند و اثري مشابه يکديگر دارند.

5. گرانش خاصيتي از فضاست نه نيروي بين اجسام.

6. لختي و وزن جسم بوسيله يک ثابت واحد و همسان يعني جرم اندازه گيري مي شود.

7. ماده يک ميدان گرانشي توليد مي کند که به فضا، در تمام نقطه هايش مي توان خاصيتي نسبت دارد.

8. ماده فضا را خم مي کند و به آن انحنا مي دهد. مسير حرکت اجسام در گرانش، خميده است.

9. خطوط طيفي که از ستاره اي دور به ما مي رسد به سمت حد قرمز ميل مي کند.

براساس نظريه نسبيت عام، وجود سياهچاله ها در عالم پيش بيني شد و مدل ساختار کيهان و اساس دانش کيهان شناسي جديد شکل گرفت.

انشيتن در سال 1917، معادله خود را در مورد مسائل کيهان شناختي کمي تغيير داد و ثابت کيهاني را به آن افزود. انييشتن تصور مي کرد عالم ايستاست اما کشف هابل حاکي از آن بود که کهشانها از يکديگر فرار مي کنند و دور مي شوند و عالم در حال انبساط است. اگر تئوري نسبيت خاص برداشت ما را از مفهوم زمان و مکان تغيير داد، نسبيت عام تصور ما را از فضا و خواص آن و در نتيجه از عالم و تحول آن تغيير داد. نظريه مکانيک کوانتم، محدوده دانش بشري را از ابعاد اتم (10- 10 متر) به 15- 10 متر، يعني درون هسته اتم، برد. نسبيت عام، محدوده دانش بشري از محدوده منظومه شمسي (10 10 متر) در مکانيک کلاسيک تا شعاع عالم (26 10 متر) گسترش داد.

يادآوري اين نکته در پايان بحث نسبيت عام لازم است که با حذف نيرو و وارد کردن مفهوم ميدان، نظريه گرانش به يک نظريه ميدان تبديل مي شود، درست آنگونه که در مورد امواج الکترومغناطيس وجود دارد. امواج گرانشي را مي توان توليد يا آشکار کرد. اين امواج با سرعت نور گسيل مي شوند اما ماهيت آنها با امواج الکترومغناطيسي بسيار متفاوت است. انييشتن بسيار تلاش کرد اين دو را حول يک مفهوم يگانه در آورد و توضيح دهد اما در طول حيات خود موفق به انجام اين کار نشد.

کندشدن ارتعاش اتم ها

قانون تنبلی کیهانی

بدين ترتيب معلوم شد که مطابق تئوري گرانش انيشتني، فضا در مجاورت ماده کمي انحنا مي يابد و بنابراين حضور ماده باعث مي شود که مسيري با کمترين مقاومت در ميان منحني ها اختيار شود. او اين اصل را قانون تنبلي کيهاني (Cosmic laziness) يا اصل تنبلي در طبيعت يا اصل کمترين عمل نام نهاد. هر جسمي در عبور از حالتي به حالت ديگر راهي را انتخاب مي کند که مشمول کمترين مقدار "عمل" گردد. اجسامي که آزادانه در طبيعت رها شده اند تا حد ممکن به کندي سير مي کنند، يعني راهي را طي مي کنند که زمان لازم بين دو مرحله از حرکت آن تا حد ممکن طولاني تر باشد. يک ماده جذاب شبيه يک تپه است. با توجه به قانون تنبلي کيهاني، وقتي يک جسم وارد مجاورت اين تپه مي شود مستقيما از روي تپه نمي گذرد بلکه سعي مي کند آن را دور بزند. مي توانيم تصور کنيم که بر فراز يک تپه، چراغي نصب شده است. در شب تاريک، مردم با فانوس هايي در دست در حال عبور از مسير اين تپه به روستاي ديگر هستند. ناظري که از بالا نگاه مي کند در مي يابد که اين نورهاي ضعيف با رسيدن به آن نور قوي، مسيرشان منحرف مي شود. اما واقعيت اين است که چراغ روي تپه اثري روي فانوس بدست ها نمي گذراند بلکه آنها راحت ترين راه ممکن را براي عبور از کنار اين چراغ انتخاب مي کنند.

انحنا فضا

در نسبيت عام، وضعيت هندسي اجسام و آهنگ ساعت ها در وهله نخست به ميدان گرانشي آنها بستگي دارد. اين ميدان را نيز دستگاه مادي مربوط بوجود مي آورد. بدين ترتيب انيشتن معتقد بود گرانش خاصيتي از فضاست نه نيروي بين اجرام. او روزي از نردبان براي تعويض قاب عکسي بالا رفت اما آنقدر که غرق افکار دائمي خود بود افتاد. اين حادثه توجه اورا به موضوع جاذبه جلب کرد، اما تئوري جاذبه نيوتن براي او قانع کننده نبود. نمي پذيرفت که زمين اشيا را به سمت مرکز خود مي کشد. مي گفت راز ديگري در ميان است. بيان او از اين راز انحنا فضا بود. فهم او اين بود که هر جرمي به دليل انحنا در فضا باعث ايجاد گرانش مي شود. بنابراين آثار جاذبه را نمي توان به يک نيروي جذب کننده منتسب دانست. او به صراحت گفت ماده باعث خمش فضا ـ زمان مي شود. توزيع ماه تعيين کننده انحناي فضا ـ زمان است. بنابراين نبايد به تبعيت از هندسه اقليدسي بگوئيم زمين بايد تحت نيروي گريز از مرکز در امتداد خط مستقيم مي رود و جاذبه خورشيد آن را در مدار نگه مي دارد.

 براي تقريب به ذهن؛ اگر يک صفحه لاستيکي مربع شکل در نظر گرفته شود که چهار گوشه آن به اطراف بسته شده است، وجود يک گوي بزرگ در آن صفحه لاستيکي تخت باعث پديد آمدن انحنا در آن مي شود. خطوط راست رسم شده به موازات هم بر روي لاستيک، خميده مي شود. اگر يک گوي کوچک حرکت کند، در حوالي گوي بزرگ، انحنا صفحه باعث مي شود گوي کوچک مسير منحني را طي کند. ناظر مي گويد گوي بزرگ نيروئي بر گوي کوچک وارد مي کند و آن را از مسير منحرف مي کند ولي در واقع نيروئي در کار نيست، انحنا صفحه باعث اين تغيير مسير شده است. در فضا ـ زمان نيز اگر جرمي قرار گيرد، باعث انحنا آن مي شود. بنابراين در تئوري گرانش انيشتني از سلطه و اقتدار حکومت مرکزي (خورشيد) خبري نيست. مدار زمين به دور خورشيد از آن رو بيضي نيست که خورشيد آن را به خود مي کشد بلکه از آن روست که ميدان، يعني خميدگي در فضا، به سبب حضور جرم خورشيد، به گونه اي است که کوتاهترين مسير ممکني که سياره مي تواند در فضا ـ زمان پيش بگيرد بيضي است. ميدان گرانش، خاصيتي است براي فضا و به زبان هندسه غير اقليدسي، خاصيتي است مرتبط با انحنا فضا. بدين ترتيب مفهوم نيرو از بين مي رود و اين ماده است که باعث انحنا فضا و تغيير مسير حرکت اجسام و حتي نور مي شود. وقوع کسوف سال 1919 موقعيتي پديد آورد که صحت اين تئوري و پيش بيني انيشتن را به اثبات رساند. مشخص شد که ستاره مشخصي، اکنون بايد در پشت خورشيد باشد و بنابراين نور او رويت نشود، اما به دليل انحراف مسير نور به هنگام عبور از کنار خورشيد، مطابق پيش بيني انيشتن، نور ستاره به چشم ما مي رسيد. اعوجاج مدارهاي بيضوي سيارات در اطراف خورشيد، که در مورد عطارد ثابت شده بود نيز توسط تئوري نسبيت توضيح داده مي شد. کجي مدار اورانوس به دور خورشيد نيز به جرمي نسبت داده مي شد که بعدها به نام سياره نپتون در 1846 کشف شد.

فضاي چهاربعدي

انيشتن در توضيح گرانش اجرام پي برد که در نواحي عظيمي که در آنجا ماده وجود دارد نمي توان مکان را اقليدسي تصور کرد و نياز به هندسه غير اقليدسي وجود دارد. تا آن زمان فضاي سه بعدي يعني مکان، داراي سه بعد طول و عرض و ارتفاع بود که بر اساس هندسه تحليلي دکارت براي تعيين موقعيت يک نقطه در فضا به اين سه کميت نياز بود. اما حرف انيشتن اين بود که ما با وقايع و رويدادها سر و کار داريم تا با اجسام. واقعه يا رويداد چيزي است که در زمان معين اتفاق مي افتد. پس براي تعيين موقعيت يک واقعه يا رويداد به چهار کميت احتياج داريم. بدين ترتيب زمان نيز به عنوان بعد چهارم در کنار سه بعد قبلي قرار گرفت. انيشتن با تائيد و اعلام نسبي بودن جايگاه به جاي زمان و مکان، معناي مطلق را از آنها سلب مي کند و بدون اين که هيچ يک از اين دو عنصر را انکار کند، مشخصه جديدي را ابداع مي کند که ترکيبي است از آن دو و در عين حال مطلق و مستقل از موضع و حالت ناظر است. مفهوم جديدي که او مطرح مي کند "جايگاه" (Space – time) است. او نام محل وقوع واقعه و رويداد را جايگاه مي گذارد که نه مطلق مکان (جاي) است و نه مطلق زمان (گاه). بدين ترتيب مفهوم جايگاه جانشين مکان و زمان مي شود و به جاي فضاي سه بعدي و زمان يک بعدي مي نشيند. جهاني که تئوري نسبيت معرفي مي کند جهان "وقايع" است نه "مکاني" که داخل آن "ماده" در "زمان" معيني در "حرکت" باشد. اين عناصر چهارگانه: مکان، ماده، زمان و حرکت که "عقل سليم" براي آحاد مصالح ساختمان جهان معرفي مي کند در پرتو نسبيت فقط به يک "چيز" به نام "واقعه" تبديل شده است. "وقايع" است که "موجودي" فيزيک نسبيت را تشکيل مي دهد. در اينجا نبايد از ماده و مسافت بين دو جسم سخن گفت بلکه واقعه و مسافت بين وقايع معني دار است. ما فکر مي کنيم بين دو واقعه، دو نوع جدايي، يکي جدائي مکاني و ديگري جدائي زماني وجود دارد، اما يک حقيقت فيزيکي عبارت است از فاصله زماني توام با فاصله مکاني. در تئوري نسبت "فاصل" بين "وقايع" جانشين "فاصله" بين "نقاط" شد. فاصل يعني فاصله مکاني توام با فاصله زماني.

نسبیت عام

انيشتن 10 سال بعد از ارائه تئوري نسبيت خاص، در سال 1915 تئوري نسبيت عام (General theory of relativity) را، به دنبال کشف معادله ميدان گرانشي، مطرح کرد. نسبيت خاص در مورد پديده هايي با سرعت ثابت مصداق داشت، اما انيشتن با مورد توجه قرار دادن سيستم هاي شتاب دار، بويژه نيروي جاذبه، به نسبيت خاص عموميت بخشيد و آن را نسبيت عام نام نهاد. تئوري نسبيت عام در حالت خاص، که سرعت ثابت و شتاب صفر است، به همان نسبيت خاص تبديل مي شود. بنابراين نسبيت خاص، محدود به مسافت هاي دور از ماده يا ميدان جاذبه است.

اساس نسبيت عام انيشتن بر يک برداشت ساده از طبيعت استوار است و آن سقوط آزاد يک آسانسور و احساس بي وزني فرد در آسانسور (عقربه صفر ترازو) است. در اينجا نيروي گرانش (جاذبه) چه مي شود؟ مسلم است که اين نيرو وجود دارد اما گرانش رو به پايين با نيروي ديگري برابر با آن و در خلاف جهت آن خنثي مي شود. بنابراين گرانش با شتاب هم ارز است. انيشتن اين واقعيت را اصل "هم ارزي" نام نهاد. فهم نسبت عام يا تئوري گرانش بدون زبان رياضي مشکل است. اين تئوري به آناليز و معادلات تانسوري نياز دارد تا به هنگام تبديل عمومي سيستم مختصات، فرم خود را حفظ کند. انيشتن براي تقويت جنبه هاي رياضي نظريه خود از دوستش مارسل گراسمان کمک گرفت.

ثروتمند خسيس

فرمول هم ارزي E = mc2 پايه تمام تحولات هسته اي است که در آن ماده به انرژي يا انرژي به ماده تبديل مي شود. براي آنکه افزايش جرم قابل اندازه گيري باشد، تغيير انرژي به نسبت هر واحد جرم بايد فوق العاده زياد باشد. در حال حاضر تنها حوزه منحصر به فردي که قادر به آزاد ساختن چنين مقاديري از انرژي است فروپاشي راديواکتيويته است. يک اتم از جرم M مي شكافد و به دو اتم با جرمهاي M' و M" تقسيم مي شود که با انرژي و جنبشي فوق العاده اي از هم جدا مي شوند. اگر اين دو جرم را به حالت اوليه برگردانيم، هر دو از لحاظ انرژي فقيرتر از اتم اولي هستند (در حد 1/0 درصد). اما اين انرژي جنبشي آنقدر بزرگ است که خطر عظيمي را به همراه داشته باشد. در حالت عادي، تا هر زمان که اين انرژي نمود خارجي پيدا نکند قابل مشاهده نخواهد بود. درست مانند شخص ثروتمندي که تا پولي خرج نکند يا نبخشد، هيچکس از ثروت او با خبر نمي شود. انيشتن اتم M را همان ثروتمند خسيسي مي داند که در طول عمر خود پولي (انرژي) از دست نمي دهد ولي در وصيت نامه اش تمام دارائي خود را به دو پسرش M' و M" مي بخشد، مشروط بر آنکه بخش ناچيزي از آن را که کمتر از يک هزارم کل دارائي اش (انرژي يا جرم) مي شود خرج جامعه کند. ثروت پسران روي هم رفته کمتر از ثروت پدرشان است، اما آن بخش که به جامعه داده مي شود، هر چند به طور نسبي ناچيز است اما باز هم (به صورت انرژي جنبشي) آنقدر زياد است که مي تواند بسيار مخرب باشد.

خلاصه نظريه و نتايج تئوري نسبيت خاص عبارتند از:

1. زمان و مکان و جرم نسبي است و به وضع ناظر و سرعت آن بستگي دارد.

2. جرم و انرژي هم ارز هستند و قوانين بقاي جرم و ممنتوم و انرژي با اين اصل به صورت قانوني واحد در مي آيد.

3. قانون حرکت نيوتن در مواردي که سرعت يک جسم معين در قياس با سرعت نور ناچيز نباشد تعديل مي شود.

4. سرعت نور همواره ثابت است.

5. در حرکت با سرعت نور، زمان متوقف مي شود.

6. در حرکت با سرعت نور، جرم جسم متحرک بي نهايت مي شود.

7. در حرکت با سرعت بالا، ابعاد جسم کاهش مي يابد و در سرعت نور به صفر مي رسد.

همزماني وقايع

نسبيت نشان داد که يک حقيقت فيزيکي که بتوان با آن فاصله دو جسم را در يک زمان معين نام نهاد وجود خارجي ندارد زيرا زمان و فاصله، هر دو به چگونگي وضع ناظر بستگي دارد. نسبيت بر پايه تفسير فيزيکي منسجم سه مفهوم حرکت، فضا و زمان استوار شده است. اصطلاح نسبيت با اين واقعيت مرتبط است که حرکت از ديدگاه تجربه همواره همچون حرکت نسبي يک شي در برابر شي ديگر متجلي مي شود. حرکت هيچگاه به عنوان حرکت نسبت به فضا يا حرکت مطلق قابل مشاهده نيست. به تعبير انيشتن، حرکت مطلق به هيچ وجه وجود ندارد.

قبل از پيدايش تئوري نسبيت خاص، کسي تصور نمي کرد که در حالت وقوع دو حادثه همزمان در محل هاي مختلف ممکن است ابهامي وجود داشته باشد. نظريه نسبيت، همزماني را در هم شکست و بيان کرد که ترتيب زماني وقايع هميشه يک ارتباط ذاتي بين خود وقايع نيست بلکه تا حدي تابع حالات ناظر است. اطلاق همزماني به دو واقعه دور از هم بي معني است. همزماني دو واقعه فقط نسبت به ناظر معيني معني معيني در بر دارد. اختلاف نهاد زمان در جاهاي مختلف، مشکل ترين جنبه تئوري نسبيت خاص است. نسبي بودن بدين معني است که اگر براي ناظري دو واقعه، همزمان تشخيص داده شود ممکن است براي ناظر ديگري همزمان نباشد. بنابراين يک زمان جهاني (Cosmic time) يا كيهاني (universal time) كه حقيقت بي چون و چرا تلقي شود اعتبار ندارد. براي هر جسمي، زمان خاص (proper time) وجود دارد. هر ساعت، فقط از زمان "خاص" خود اندازه صحيحي بدست مي دهد. انسان ها روي زمان خاص زميني توافق دارند زيرا نسبيت در سرعت هاي زميني اصلا قابل مقايسه با سرعت نور نيست و ميزان کند شدن زمان آنقدر کم است که اسباب هاي فيزيکي قادر به تشخيص آن نيست. ما بر حسب عادت، بين "همزماني ديد" و "همزماني رويداد" تمايزي قائل نمي شويم و در نتيجه تفاوت بين "زمان" و "زمان محلي" لوث مي شود. دليل اين امر آن است که در تجربيات روزمره، ما مي توانيم زمان انتشار نور را ناديده بگيريم اما اگر پا را از زمين خود فراتر بگذاريم، اين همزماني وجود ندارد. بدين سبب است که وقتي به عالم مي نگريم، گذشته آن را مشاهده مي کنيم؛ به تعبيري ما در راس قله زمان قرار گرفته ايم و هر چه مي بينيم گذشته خودمان و گذشته عالم خودمان است. به زبان نسبيت انيشتن، اين قله، "مخروط نور" است. همه رويدادهاي گذشته در داخل مخروط نور گذشته و همه رويدادهاي آينده در داخل مخروط نور آينده است. نمودار فضا ـ زمان در نگاه نيوتني تخت است اما در نگاه انيشتن، چون عالم انحنا دارد، پس مخروط نور نيز انحنا دارد.