قانون تنبلی کیهانی
بدين ترتيب معلوم شد که مطابق تئوري گرانش انيشتني، فضا در مجاورت ماده کمي انحنا مي يابد و بنابراين حضور ماده باعث مي شود که مسيري با کمترين مقاومت در ميان منحني ها اختيار شود. او اين اصل را قانون تنبلي کيهاني (Cosmic laziness) يا اصل تنبلي در طبيعت يا اصل کمترين عمل نام نهاد. هر جسمي در عبور از حالتي به حالت ديگر راهي را انتخاب مي کند که مشمول کمترين مقدار "عمل" گردد. اجسامي که آزادانه در طبيعت رها شده اند تا حد ممکن به کندي سير مي کنند، يعني راهي را طي مي کنند که زمان لازم بين دو مرحله از حرکت آن تا حد ممکن طولاني تر باشد. يک ماده جذاب شبيه يک تپه است. با توجه به قانون تنبلي کيهاني، وقتي يک جسم وارد مجاورت اين تپه مي شود مستقيما از روي تپه نمي گذرد بلکه سعي مي کند آن را دور بزند. مي توانيم تصور کنيم که بر فراز يک تپه، چراغي نصب شده است. در شب تاريک، مردم با فانوس هايي در دست در حال عبور از مسير اين تپه به روستاي ديگر هستند. ناظري که از بالا نگاه مي کند در مي يابد که اين نورهاي ضعيف با رسيدن به آن نور قوي، مسيرشان منحرف مي شود. اما واقعيت اين است که چراغ روي تپه اثري روي فانوس بدست ها نمي گذراند بلکه آنها راحت ترين راه ممکن را براي عبور از کنار اين چراغ انتخاب مي کنند.